درد دل
منم و هراس لحظه ای که تو
خدای آن نباشی ...
لایق بندگی ات که نشدم
لااقل بگذار این لحظه را
عاشق تر بمیرم ...
...........................................................................................
سلام به همه ی دوستان خوبم ...
این آدرس یه سایته که همه ی کارام اونجا هست .میتونید به این سایت هم مراجه کنید
http://pag.ep1.ir/index.php

سارا و سینا دوستای خوبی هستن . اونا همیشه با هم بازی میکنن .سینا پسر آروم و مهربونیه ، سارا هم دختر خوبیه فقط گاهی شیطونی میکنه .
ـ یه روز سینا به سارا گفت :
ـ عروسکتو میدی باهاش بازی کنم ؟
ـ نه نمیدم اینو بابایی برام خریده .
ـ بده دیگه خرابش نمیکنم .
ـ نه نمیدم ...
اونا با هم دعواشون شد ، سینا می خواست عروسک سارا رو به زور بگیره ، سارا هم موهای سینا رو کشید .
حالا سینا با سارا قهره ...سارا هم از اینکه موهای سینا رو کشیده ناراحته .
ادامه دارد ...

پری آب

اینم کشیدم چون عاشق دریا و ساحلشم .

این لی لی کوچولوی منه که داره با عروسکاش بازی میکنه

این کوچولوی شیطونم خیلی خوشحاله ها

اینم پری جنگل منه 
نمیدونم کی قلب این حلزون منو شکسته ؟؟؟