نازی...

تاریخ این نقاشی یادم نیست ولی برای چند سال پیشه ...( مادر)



..........................................................................................
« مادر» زیباترین واژه ای است که بر لبان انسان نقش بسته است .
واژه ای سرشار از مهر و امید ،و نوایی دلنشین ، که از ژرفای دل بر می آید .
امید می بخشد وقتی که احساس بد بختی میکنیم ...
نیرو می بخشد ، آن گاه که ناتوانیم ...
او سرچشمه ی مهر، بخشندگی، و همدردی ست ...
« مادرم ...روزت مبارک ...»
تقدیم به همه ی مادران ... ( جبران خلیل)
............................................................................................
کلمه ای از اندیشه جدا شد...
کلمه به خاک افتاد...
کلمه ریشه کرد...
کلمه جوانه زد...
کلمه بزرگ شد...
و دست باد بذر های کلمه را
گرد افشانی ذهن ها کرد...
.............................................................................................
گذشته را ورق می زنم
توی دفتری که
نامش زندگیست ...
قلمم خاطره ها را گریه میکند
توی دفتری که
نامش زندگیست ...
من کجا غلط نوشته شدم
توی دفتری که
نامش زندگیست...
اکنون
به من بگو این واژه های خسته را
کجای افکارم به خاک بسپارم ...؟؟؟