تبليغاتX
رویاهای رنگی
نقاشی - طراحی- شعر
اسمم طیبه است در یک روز سرد زمستانی(7/12/64) در یکی از روزهای خوب خدا به دنیا اومدم.
. وقتی که کوچک بودم با مداد رنگی هام رویاهای امروزم را می کشیدم وحالا که بزرگ شدم رویا های فردام و می کشم.

نقاشی رو با رنگ روغن شروع کردم وبا طراحی ادامه دادم ودر نمایشگاههای مختلف شرکت کردم حالا طراح وتصویر ساز کتاب کودکانم .4 ساله که دریک شرکت تبلیغاتی کار می کنم . نقاشی کشیدن برای بچه ها را دوست دارم ولی نمی خوام تجربه ی کار کردن برای آدم بزرگا رو هم از دست بدم .
منوي اصلي
دوستان هنرمندم

نوشته هاي پيشين
آرشيو موضوعي
دوستان خوبم

 RSS 

Template Desiger:
mbt1990x@gmail.com

نازی...

تاریخ این نقاشی یادم نیست ولی برای چند سال پیشه ...( مادر)

..........................................................................................

« مادر» زیباترین واژه ای است که بر لبان انسان نقش بسته است .

واژه ای سرشار از مهر و امید ،و نوایی دلنشین ، که از ژرفای دل بر می آید .

امید می بخشد وقتی که احساس بد بختی میکنیم ...

نیرو می بخشد ، آن گاه که ناتوانیم ...

او سرچشمه ی مهر، بخشندگی، و همدردی ست ...

« مادرم ...روزت مبارک ...»

تقدیم به همه ی مادران ...   ( جبران خلیل)

............................................................................................

کلمه ای از اندیشه جدا شد...

کلمه به خاک افتاد...

کلمه ریشه کرد...

کلمه جوانه زد...

کلمه بزرگ شد...

و دست باد بذر های کلمه را

گرد افشانی ذهن ها کرد...

.............................................................................................

گذشته را ورق می زنم

توی دفتری که

نامش زندگیست ...

قلمم خاطره ها را گریه میکند

توی دفتری که

نامش زندگیست ...

من کجا غلط نوشته شدم

توی دفتری که

نامش زندگیست...

اکنون

به من بگو این واژه های خسته را

کجای افکارم به خاک بسپارم ...؟؟؟